به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، حجتالاسلام علی انصاری بایگی، استاد حوزه، شامگاه یکشنبه ۱۹ بهمنماه، در نشست مجازی «مسئولیتهای جهانی دانشگاه و حوزههای علمیه در گام دوم انقلاب بهسوی تمدن نوین اسلامی»، با تأکید بر لزوم بازخوانی هویت انقلاب اسلامی، به تبیین جایگاه نهاد علم و نقش راهبردی حوزه و دانشگاه در مسیر تمدنسازی اسلامی پرداخت.
بازخوانی هویت انقلاب اسلامی؛ پیشنیاز فهم مسئولیتهای امروز
پژوهشگر اندیشه اسلامی با بیان اینکه ورود به بحث مسئولیتهای حوزه و دانشگاه بدون شناخت دقیق ماهیت انقلاب اسلامی ممکن نیست، اظهار داشت: انقلاب اسلامی دارای هویتی ویژه و متمایز در تاریخ معاصر است و درباره ماهیت آن، دیدگاههای مختلفی وجود دارد.
وی خاطر نشان کرد: برای فهم این ماهیت، میتوان دستکم از دو زاویه به موضوع نگریست؛ نخست از منظر تاریخ اسلام و دوم از زاویه تاریخ جهان و تاریخ اندیشه غرب.
حجتالاسلام انصاری بایگی افزود: در نگاه نخست، اسلام از حجاز آغاز شد و در بستر تاریخی خود، به ایران رسید و در دوران حضور امام رضا علیهالسلام شاهد شکوفایی ویژهای در ایران بود. این جریان فکری بهتدریج در دوره صفویه تثبیت شد و در نهایت، در قالب انقلاب اسلامی به نقطه عطفی تاریخی رسید. این نگاه، نگاهی معتبر و قابل دفاع است، اما برای تحلیل عمیقتر انقلاب اسلامی، نیازمند زاویه دوم نیز هستیم.
وی با تمرکز بر تاریخ اندیشه غرب، تصریح کرد: در غرب، دوره قرون وسطی با حاکمیت الهیاتی همراه بود که نسبت مناسبی با عقلانیت و علم نداشت. این الهیات، به دلیل نارساییهای مفهومی و ناکارآمدی عملی، نتوانست پاسخگوی نیازهای بشر باشد و همین مسئله، زمینهساز رنسانس و ورود به دوره مدرن شد.
این پژوهشگر ادامه داد: در دوره مدرن، اندیشهای شکل گرفت که بهتدریج همه مؤلفههای قرون وسطی، از جمله حکمرانی دینی و مفاهیم الهیاتی را کنار زد و نظام فکری جدیدی را بنیان نهاد؛ نظامی که نهتنها علوم انسانی، بلکه علوم تجربی را نیز متحول کرد.
مدرنیته؛ اندیشهای نظامساز و جهانگستر
حجتالاسلام انصاری بایگی با اشاره به قدرت نظامسازی تفکر مدرن، بیان داشت: مدرنیته صرفاً یک تحول فکری محدود نبود، بلکه اندیشهای نظامساز بود که توانست ساختارهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جدیدی ایجاد کند؛ این اندیشه طی چند قرن، بهتدریج در سراسر جهان گسترش یافت و حتی مکاتب رقیب مانند کمونیسم و سوسیالیسم نیز در بستر همین تفکر مدرن شکل گرفتند.
وی افزود: اتمسفر دنیای مدرن، بهصورت خودآگاه یا ناخودآگاه، سکولار است و میان دین، علم و عقلانیت، نوعی گسست ایجاد میکند. حتی دینداران دنیای مدرن نیز غالباً دین را از عرصههای عینی زندگی اجتماعی و علمی جدا میبینند.
این استاد حوزه با اشاره به جایگاه ایران در این تحولات جهانی گفت: ایران نیز طی حدود دو قرن، در مسیر مدرنشدن قرار گرفت. این روند از دوران قاجار آغاز شد و در عصر پهلوی بهصورت جدی دنبال شد. پروژههایی مانند کشف حجاب، تنها جلوهای از تلاش مدرنیته برای بلعیدن فرهنگ و هویت ایرانی ـ اسلامی بود.
وی خاطرنشان کرد: بر اساس محاسبات فلسفی و تاریخی، وقوع انقلاب در ایران نباید اتفاق میافتاد، زیرا همه شاخصها حاکی از حرکت اجتنابناپذیر ایران بهسوی مدرنیته سکولار بود؛ اما انقلاب اسلامی این معادله را برهم زد.
انقلاب اسلامی؛ ترمز تاریخی مدرنیته
حجتالاسلام انصاری بایگی تأکید کرد: انقلاب اسلامی با تکیه بر پشتوانه عمیق الهیات اسلامی و ایمان دینی مردم، توانست روند مدرنشدن سکولار را متوقف و حتی معکوس کند؛ این انقلاب، نهتنها یک تحول سیاسی، بلکه رخدادی فلسفی و تمدنی بود که نشان داد مدرنیته تنها مسیر پیشروی بشر نیست.
وی در ادامه با اشاره به مراحل تحقق تمدن نوین اسلامی اظهار داشت: ایجاد ساختار سیاسی نظام اسلامی، نسبت به سایر عرصهها آسانتر بود، اما تحقق دولت اسلامی در حوزههایی مانند اقتصاد، فرهنگ و معیشت، نیازمند نظریههای بومی و کارآمد است.
این پژوهشگر افزود: دولت اسلامی محصول نظریههای اسلامی است و بدون تولید نظریه، حتی مدیران صالح نیز قادر به حل مسائل نخواهند بود. حاکمیت، مصرفکننده دانش است و تا زمانی که نظریه وجود نداشته باشد، دست دولت برای تصمیمگیری خالی میماند.
حجتالاسلام انصاری بایگی با تبیین مفهوم نهاد علم گفت: دانش، محصول افراد منفرد یا صرفاً ساختمانها و سازمانها نیست، بلکه در یک کلانرویداد به نام نهاد علم تولید میشود. حوزههای علمیه و دانشگاهها، اجزای اصلی این نهاد هستند و مسئولیت مشترکی در تولید دانش دارند.
وی تصریح کرد: مسئولیت اصلی حوزه و دانشگاه، تولید نظریه در مرز دانش است. اگر این اتفاق نیفتد، دانشگاهها به مترجمان اندیشه غرب و حوزهها به مقلدان سنت گذشته تبدیل میشوند و نتیجه آن، خامفروشی قرآن و حدیث و ناتوانی در پاسخگویی به نیازهای نسل جدید خواهد بود.
استاد حوزه با تأکید بر لزوم مطالعات میانرشتهای گفت: امروز نمیتوان از فلسفه، فقه یا عقلانیت سخن گفت، بدون آنکه از تحولات علوم انسانی و تجربی آگاه بود. مسائل جامعه امروز، از اقتصاد و فرهنگ تا هویت نسل جوان، پیچیده و چندبعدی است و پاسخ به آنها نیازمند مواجهه عمیق علمی است.
حجتالاسلام انصاری بایگی در بخش پایانی سخنان خود، استقلال نهاد علم را شرط اساسی تولید نظریه دانست و اظهار داشت: نهاد علم باید به نظام اسلامی خدمت کند، اما نباید تابع مستقیم حاکمیت باشد. اگر استقلال از بین برود، علم به ابزار سیاست تبدیل میشود و توان حل مسئله را از دست میدهد.
وی با اشاره به تأکید رهبر انقلاب بر استقلال حوزههای علمیه افزود: دولت باید خریدار علم باشد، نه کارفرمای نهاد علم. علم برای حل مسائل، نیازمند آزادی، استقلال و شجاعت است و بدون این مؤلفهها، تمدنسازی اسلامی محقق نخواهد شد.
انتهای پیام/











نظر شما